در جوامع شکل گرفته بر اساس دین، یکی از مهمترین منابع تقویتکننده این توانایی، بهرهمندی از ظرفیت دعا و نیایش است. در اندیشه و سیره عملی امام خمینی(ره)، دعا نه یک کنش فردی صرف، بلکه عنصری پویا و سازنده در شکلگیری و تقویت روحیه مقاومت، امید و پایداری اجتماعی محسوب میشود.
امام خمینی(ره) در آثار عرفانی و اخلاقی خود، بهویژه در شرح دعای سحر و آداب الصلاه، دعا را معراج مؤمن و ابزار اتصال به حقیقت مطلق میداند. از منظر آن عبد صالح خدا، دعا موجب تقویت ایمان، آرامش درون و اعتماد به وعده نصرت الهی در انسان میشود. این آرامش در سطح فردی، خود زمینهساز شکلگیری روحیه مقاومت در سطح اجتماعی است؛ زیرا جامعهای که افراد آن به پشتوانه و مدد الهی باور دارند، در برابر تهدیدها کمتر دچار یأس و فروپاشی روانی میشود.
یکی از ارکان و ابعاد تابآوری، امید است. امام خمینی(ره) همواره بر امید به وعدههای الهی تأکید داشت. چنانچه در سختترین شرایط مبارزه و تبعید هم، با تکیه بر عناصر دعا و توکل، روحیه امید را در میان مردم ایران زنده نگه میداشت، امیدی که زائیده خوشبینی سادهانگارانه نبود، بلکه ناشی از اعتماد عمیق به سنتهای لایتغیر الهی بود.
روانشناسان مذهبی معتقدند نیایش جمعی در مناسبتهای مذهبی بستری مناسب برای تقویت همبستگی و روحیه مشترک مقاومت فراهم میکند. در نگاه امام نیز، عبادات جمعی، کارکرد اجتماعی و سیاسی دارند، بهطوری که مناسک و آئینهای مذهبی، هویت مشترک دینی را تقویت کرده و سرمایه اجتماعی را افزایش میدهند و چنین محصول و دستاوردی یکی از مهمترین عناصر تابآوری در برابر تهدیدهای بیرونی و بحرانهای درونی است.
اما نکته بسیار حائز اهمیت در سیره عملی ایشان، همراهی همیشگی عناصر معنوی با اقدام و مسئولیتپذیری فردی و اجتماعی بود. در نگاه آن حکیم الهی، دعا هرگز جایگزین تلاش اجتماعی نیست، بلکه نیروی محرک اقدام و عمل است. در دوران دفاع مقدس هشت ساله که امام امت رهبری جامعه و فرماندهی دفاع از کیان اسلام و حریم ایران را بر عهده داشت، تأکید بر دعا و توسل در کنار سازماندهی و برنامهریزی دقیق نظامی و اجتماعی، نمونهای روشن از پیوند معنویت و عمل برای تقویت پایداری فعال ملی بود.
توجه و بازگشت به چنین نگاهی میتواند در مواجهه با بحرانهای پیچیده کنونی، بهعنوان عاملی مؤثر در ارتقای تابآوری جامعه ایفای نقش کند. با این حال، برای تبدیل این رویکرد به راهبردی کارآمد در عصر حاضر، ضروری است که فرهنگ دعا و نیایش با عقلانیت مدیریتی پیوند بخورد. این مهم مستلزم بهرهگیری نظاممند از دانش و نظرات کارشناسان و برنامهریزان متعهد برای طراحی نقشه راه دقیق در حوزههای اجتماعی و اقتصادی است.
علاوه بر این، برای دستیابی به الگویی بومی و موفق، باید ضمن بهکارگیری نیروی سرشار و خلاق انسانی که موتور محرک پیشرفت کشور است، از تجربه زیسته سایر کشورهای مسلمان موفق در مدیریت بحران و توسعه پایدار نیز بهره گرفت. ترکیب هوشمندانه ایمان و دعا به عنوان پشتوانه روحی، با برنامهریزی علمی و تلاش مبتنی بر خرد جمعی، میتواند راهبرد اصلی برای استقامت و پایداری اجتماعی در روزگار اکنون ما باشد.